چرا معمای کشتی ماری سلست هنوز حل نشده؟
به گزارش پرسینا بلاگ، سرنوشت کشتی ماری سلست (Mary Celeste) یکی بزرگ ترین معمای تاریخ دریانوردی است که با گذشت بیش از یک قرن همچنان فکر دانشمندان و تاریخ نگاران را به خود مشغول نموده. این کشتی بادبانی در دسامبر 1872 در حالی که در اقیانوس اطلس سرگردان بود پیدا شد؛ که تمام محموله و وسایل شخصی خدمه دست نخورده به جای مانده بود اما اثری از هیچ یک از ده سرنشین آن نبود. فقدان هرگونه نشانه از درگیری یا طوفان باعث شده تا این پرونده به یکی از پیچیده ترین سناریوهای منطقه خاکستری میان واقعیت و افسانه تبدیل گردد. درک این واقعه نیازمند آنالیز دقیق شواهد فیزیکی و روان شناسی دریانوردان در قرن نوزدهم است.بسیاری از تحلیل گران معتقدند که برای فهم بهتر چنین حوادثی باید به ریشه های مستندات تاریخی و نحوه ثبت وقایع در آن دوران نگاه کرد. در پرونده ماری سلست، تضاد میان شواهد موجود و ناپدید شدن ناگهانی انسان ها، فضایی ایجاد نموده که در آن تئوری های علمی و تخیلات عامیانه به هم گره خورده اند. در ادامه به آنالیز لایه های پنهان این پرونده می پردازیم.
01
کشف در میانه اقیانوس؛ شرایط سورئال کشتی
وقتی کشتی دی گراشیا (Dei Gratia) ماری سلست را در نزدیکی مجمع الجزایر آزور (Azores) پیدا کرد، خدمه از مشاهده شرایط آن شوکه شدند. بادبان ها نیمه افراشته بودند و کشتی در شرایط دریانوردی قرار داشت. هیچ اثری از دزدان دریایی یا شورش دیده نمی شد. نکته عجیب این بود که وسایل گران بهای خدمه و حتی مقادیر زیادی غذا و آب برای ماه ها به جای مانده بود. این موضوع نشان می دهد که ترک کشتی نه از روی اضطرار ناشی از گرسنگی یا حمله، بلکه ناشی از یک تصمیم آنی و احتمالا اشتباه بوده است. تحلیل گران فنی بر این باورند که کشتی دست کم برای ده روز بدون خدمه به مسیر خود ادامه داده بود.
02
محموله جنجالی؛ 1701 بشکه الکل صنعتی
ماری سلست حامل بیش از هزار بشکه الکل صنعتی (Denatured Alcohol) بود که برای استفاده در صنایع کاربرد داشت. پس از آنالیز دقیق در بندر جبل الطارق (Gibraltar)، معین شد که 9 بشکه از این محموله خالی شده است. یکی از قوی ترین تئوری های علمی (Scientific Theories) بر این فرض پایدار است که نشت بخارات الکل باعث ایجاد ترس از انفجار قریب الوقوع شده. فشار جوی و تغییرات دما در انبار کشتی احتمالا باعث انبساط الکل و بیرون زدن درپوش بشکه ها شده بود. کاپیتان بریگز (Captain Briggs) که نگران جان خانواده و خدمه اش بود، احتمالا دستور تخلیه موقت کشتی را صادر کرد تا بخارات خارج شوند اما پیروز به بازگشت نشد.
03
قایق نجات مفقود شده؛ تنها کلید معما
تنها قایق نجات (Lifeboat) کشتی ماری سلست مفقود شده بود. این فکت فیزیکی ثابت می نماید که سرنشینان کشتی را به صورت سازمان یافته ترک نموده اند. طنابی ضخیم که به پشت کشتی متصل بود، بریده شده بود. محققان حدس می زنند که خدمه در قایق نجات منتظر مانده اند در حالی که با طناب به کشتی اصلی متصل بوده اند تا پس از برطرف خطر احتمالی (مانند بوی الکل) بازگردند. با این حال، بروز یک طوفان ناگهانی یا تغییر جهت جریان آب ممکن است باعث پاره شدن طناب و سرگردانی آن ها در اقیانوس پهناور شده باشد؛ جایی که یک قایق کوچک هیچ شانسی برای بقا ندارد.
04
تأثیر آرتور کانن دویل بر روایت داستان
بسیاری از جزئیات کاذبی که مردم درباره ماری سلست می دانند، مدیون تخیل آرتور کانن دویل (Arthur Conan Doyle)، خالق شرلوک هولمز است. او در سال 1884 داستانی کوتاه بر اساس این حادثه نوشت و نام کشتی تغییر داد. او جزئیاتی مثل گرم بودن غذاها روی میز یا فنجان های چای نیم خورده را افزود که در گزارش های رسمی دادگاه وجود نداشت. این روایت داستانی چنان قوی بود که به مرور زمان به عنوان فکت های تاریخی پذیرفته شد و باعث گمراهی تحلیل گران غیرحرفه ای گشت. این پدیده نشان دهنده قدرت رسانه در بازنویسی حافظه تاریخی است.
05
پدیده صاعقه آبی یا گردآب دریایی
یکی از فرضیات ژئوفیزیکی، وقوع یک گردآب دریایی (Waterspout) است. این پدیده می تواند باعث مکش ناگهانی آب به داخل کشتی گردد بدون اینکه لزوماً بدنه را نابود کند. وجود آب در بخش های پایینی ماری سلست (حدود یک متر آب در انبار) این تئوری را تقویت می نماید. کاپیتان ممکن است تصور نموده باشد که کشتی در حال غرق شدن است. پمپ های تخلیه آب نیز دچار نقص فنی شده بودند؛ زیرا ذرات زغال سنگ که در سفر قبلی حمل شده بود، مسیر پمپ ها را مسدود نموده بود. این ترکیب از بدشانسی های فنی و پدیده های طبیعی، یک تله مرگبار روانی برای خدمه ایجاد کرد.
06
روان شناسی جمعی و هیستری در دریا
در حوزه روان پزشکی، پدیده ای به نام هیستری جمعی (Mass Hysteria) وجود دارد که در محیط های ایزوله مثل کشتی بسیار شایع است. اگر کاپیتان که مرجع قدرت است دچار وحشت گردد، این اضطراب بلافاصله به سایرین منتقل می گردد. کاپیتان بریگز مردی مذهبی و با تجربه بود اما حضور همسر و دختر خردسالش در کشتی، سطح استرس او را برای محافظت از آن ها به شدت بالا برده بود. یک صدای ناهنجار ناشی از جابجایی محموله یا بوی تند الکل کافی بود تا در آن شرایط ایزوله، تصمیمی غیرمنطقی برای ترک امن ترین مکان یعنی خود کشتی گرفته گردد.
07
فرضیه قتل و توطئه؛ سوءظن به کاپیتان مورهاوس
در جلسات دادگاه جبل الطارق، کاپیتان مورهاوس (Captain Morehouse) که کشتی را پیدا نموده بود، مورد بازپرسی شدید نهاده شد. دادستان ها شک داشتند که او و خدمه اش برای دریافت جایزه نجات کشتی، سرنشینان ماری سلست را به قتل رسانده باشند. با این حال، هیچ مدرکی از خون ریزی یا خشونت پیدا نشد. علاوه بر این، ماری سلست زودتر از دی گراشیا حرکت نموده بود و رسیدن به آن در میان پهنه اقیانوس نیازمند یک نقشه بسیار پیچیده و غیرممکن بود. این فرضیه در نهایت رد شد اما سایه سوءظن تا سال ها بر زندگی نجات دهندگان باقی ماند.
08
نقص در کرونومتر و خطای ناوبری
یکی از یافته های مهم، خرابی کرونومتر (Chronometer) کشتی بود. در قرن نوزدهم، این ابزار برای معین موقعیت جغرافیایی حیاتی بود. اگر کرونومتر مشکل پیدا می کرد، کاپیتان نمی توانست بفهمد دقیقاً کجا قرار گرفته است. یادداشت های دفترچه روزانه کشتی (Logbook) نشان می داد که آن ها تصور می کردند بسیار نزدیک تر به خشکی هستند تا آنچه واقعیت داشت. این خطای محاسباتی احتمالا باعث شده که کاپیتان با اطمینان کاذب از اینکه می تواند با قایق نجات به ساحل برسد، دستور ترک کشتی را صادر کند؛ در حالی که صدها مایل با نزدیک ترین خشکی فاصله داشتند.
09
ارتباط با هیولاهای دریایی و افسانه ها
در فرهنگ عامه آن موقع، داستان های مربوط به کراکن (Kraken) یا اختاپوس های غول پیکر بسیار رواج داشت. اگرچه علم امروز وجود چنین موجوداتی که بتوانند انسان ها را تک تک از روی عرشه بربایند، رد می نماید، اما در تحلیل های جامعه شناسی آن دوران، این فرضیات به عنوان شرحات محتمل در روزنامه ها چاپ می شد. فقدان هرگونه نشانه درگیری فیزیکی باعث می شد مردم به سمت شرحات ماورالطبیعه (Paranormal) متمایل شوند. این موضوع نشان می دهد که چگونه خلاء اطلاعاتی با ترس های فرهنگی پر می گردد.
10
زلزله دریایی؛ لرزش های ویرانگر زیر آب
منطقه آزور از نظر زمین شناسی (Geology) بسیار فعال است. یک زلزله دریایی (Seaquake) می تواند شوک های شدیدی به بدنه کشتی وارد کند که باعث ریختن اشیاء و ایجاد صداهای وحشتناک گردد. این لرزش ها می توانند باعث آزاد شدن ناگهانی گازهای سمی از کف اقیانوس یا انبار کشتی شوند. در چنین سناریویی، خدمه که شاهد لرزش های بی علت و بوی عجیب بودند، ممکن است تصور نموده باشند کشتی در حال متلاشی شدن است. این یکی از معدود تئوری هایی است که همزمان وحشت خدمه و سالم ماندن بدنه کشتی را شرح می دهد.
11
سرنوشت نهایی؛ ماری سلست به کجا رفت؟
داستان ماری سلست با پیدا شدن آن تمام نشد. این کشتی که به عنوان یک کشتی نفرین شده (Cursed Ship) شناخته می شد، بین مالکان مختلف دست به دست گشت. در نهایت در سال 1885، آخرین کاپیتان آن سعی کرد با کوبیدن کشتی به صخره ها در نزدیکی هائیتی، کلاهبرداری بیمه انجام دهد. او کشتی را غرق کرد اما دادگاه مچ او را گرفت. بقایای این کشتی مشهور سال ها بعد به وسیله باستان شناسان دریایی پیدا شد. این انتها تلخ برای کشتی ای که زمانی نماد یک معمای جهانی بود، نشان دهنده غلبه واقعیت های مالی بر اسرار تاریخی است.
12
چرا پرونده هرگز به طور قطعی حل نخواهد شد؟
علت اصلی حل نشدن این پرونده، گذشت زمان و از بین رفتن شواهد بیولوژیکی است. در آن موقع، تکنولوژی انگشت نگاری یا تحلیل DNA وجود نداشت. تمام آنچه امروز در اختیار داریم، گزارش های دست دوم و مشاهدات بصری ملوانان قرن نوزدهم است که تحت تأثیر باورهای عصر خود بوده اند. این پرونده نمونه کلاسیکی از یک پدیده است که در آن متغیرهای مجهول بیش از متغیرهای معلوم هستند. هرچه علم پیشرفت می نماید، تئوری های جدیدی مطرح می گردد اما حقیقت نهایی همراه با سرنشینان ماری سلست در اعماق اقیانوس اطلس دفن شده است.
معمای ماری سلست یادآور این نکته است که طبیعت و خطای انسانی در کنار هم می توانند سناریوهایی بسازند که حتی پیشرفته ترین ابزارهای تحلیلی ما نیز از گگرددن گره های آن عاجز بمانند. این کشتی نه به وسیله ارواح، بلکه به وسیله ترکیبی از ترس، نقص فنی و بدشانسی های محیطی به تاریخ پیوست. آنالیز دوباره این پرونده به ما می آموزد که همواره در جستجوی حقیقت، باید مرز میان مستندات واقعی و روایت های داستانی را با دقت ترسیم کنیم تا در اقیانوس بی انتها شایعات غرق نشویم.
دکتر علیرضا مجیدی
پزشک، نویسنده و بنیان گذار وبلاگ خبرنگاران
دکتر علیرضا مجیدی، نویسنده و بنیان گذار وبلاگ خبرنگاران .
با بیش از 20 سال نویسندگی ترکیبی مستمر در زمینهٔ پزشکی، فناوری، سینما، کتاب و فرهنگ.
باشد که با هم متفاوت بیاندیشیم!
دربارهٔ علیرضا مجیدی در خبرنگاران